X
تبلیغات
رنگ خدا

رنگ خدا

مذهبی/اجتماعی

سکینه Lyrics
بسم الله الرحمن الرحیم
یا اباعبدالله
یا حسین بی علی
ایها الشهید
یابن رسول الله
یا حجه الله علی خلقه
یا سیدنا و مولانا
انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا
يا وجيها عند الله اشفع لنا عند الله
يا وجيها عند الله اشفع لنا عند الله
آن دم که من از ناقه افتادم و غش کردم
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
بانو سکینه دختر آقا سیدالشهدا
بابا من از نای افتادم و غش کردم
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
آن دم که تو از نای افتادی و غش کردی
من بر سر می بودم
من بر سر می بودم
مشغول دعا بودم
کی از تو جدا بودم
بابا آن دم که مرا ظالم اظهار کنیزی کرد
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
بابا ...
آن دم که تو را ظالم اظهار کنیزی کرد
در تشت طلا بودم مشغول دعا بودم
کی از تو جدا بودم
آن دم که مر شمر لعین سیلی کین زد
بابا تو کجا بودی
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
آن دم که تو را شمر نعیم سیلی کین زد
با تو همه جا بودم
مشغول دعا بودم
کی از تو جدا بودم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 12:31  توسط م/خ  | 

میدونی قشنگی دنیا به چیه؟
به اینکه خودت خبر نداشته باشی و
یکی از ته دل برات دعا کنه،
تو این روزای عزیز مارو هم فراموش نکنید    التماس دعا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 12:15  توسط م/خ  | 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 10:31  توسط م/خ  | 

 بخدا این تحجر نیست »
18/10/1388 - 12:42 ع

جایی که حجاب برایشان معنایی ندارد، با حجاب بیرون رفتنم همان، و روسری از سر کشیدن و متلک خوردن همان! چرا؟ چون برایشان قابل فهم نیست، چون نمی دانند که این جزو اعتقادات من است و من حتی از سرجانم هم که شده آن را رها نمیکنم، ولی به اجبار بی حجابم می کنند.

جایی که حجاب جزو اعتقاداتشان است و آن را یک فریضه واجب می دادند، بی حجاب بیرون رفتن همان، و حجم نگاه های که با تعجب به من نگاه می کنند هم همان! و به اجبار پوششی روی خود می اندازم. چرا؟ چون این کار من خلاف شئونات این جامعه بوده، خلاف اعتقادات آنان بوده، آنان فکر می کنند بی حجابی من سرچشمه فساد میشود، و چون هر فرد مسئول حفظ خود و خفظ جامعه شان ست باید آن را رعایت کند، هم در پوشش و هم در نوع برخورد.

گلدختر جان
، اینکه میگویی عیسی به کیش خود و موسی به کیش خود درست، ولی همان طور که خودت می دانی این حرف در مقابل سایر کشورهای غیر اسلامی ست نه در خود ایران.
اگر در داخل کشور هر کسی به کیش خود باشد پس فرق کشور من که اسلامی ست با دیگر کشورهای لائیک و بی دین که هم باحجاب دارد و هم بی حجاب در چیست؟ اقلیت های مذهبی دیگر هم باید حجاب را بگیرند.

حرف من الان با آن مسلمانهایی ست که ایراد به حجاب اجباری می گیرند، یک سوال دارم، ببینم اگر من خودم را شبیه آن گروه بی حجابی که زن و مرد برایشان فرقی ندارد بکنم، با آن گروه چه فرقی خواهم داشت؟ مگر میشود هم مسلمان بود و هم بی حجاب؟!

بر هیچ احدالناسی پوشیده نیست که حجاب یکی از اعتقادات مسلمانهاست، چون این فریضه نشانه دین من است، هر کس حجابم را ببیند می گوید مسلمان است. پس این همه فریاد برآوردن که چرا باید حجاب را به زور بگیرم برای چیست؟!
فکرش را بکنید، اگر من این نماد دینم را از بین ببرم، و ضد آن رفتار کنم، پیش چشم سایرین چطور جلوه میکند؟ میگویند یک مشت مسلمان از خود باخته که نتوانستند بر سر یک اعتقاد خود باقی بمانند!

این قضیه خلخال کشیدن از پای زن یهودی و برخورد حضرت علی را در این روزها همه بکار می برند، حالا من هم از این ماجرا استفاده میکنم، آنجا یک زن یهودی بود که توسط یک مسلمان خلخال از پایش کشیده شد که حضرت اینطور با شدت برخورد کردند، حالا سوال من این است، چرا وقتی حجاب از سر زنان مسلمان می کشند رگ غیرت شما باد نمیکند؟! چرا برایتان ننگ نمی آید؟! چرا از خدا مرگتان را نمیخواهید وقتی می بینید در یک کشور اسلامی نتوانی به راحتی چادر سرت کنی؟! چرا از خدا نمیخواهید ای کاش زاده نمی شدید تا نبینید روزی را که زن مسلمان توسط یک کافر بی دین بی عفت شده؟!

غیرت مردان مان خشکید همان طور که عفت زنان مان دیگر نیست.
  • کلمات کلیدی : اسلام، حجاب اجباری، متحجر، غیرت، اعتقادات، نماد، خود باختگی، عفت
  • + نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 10:17  توسط م/خ  | 

     رنگ شناس نه ای جان من خطا اینجاست! »
    17/11/1388 - 2:54 ص

    همیشه یکی از زیبایی های دنیا برایم «تنوع رنگ ها» بوده. تنوع رنگ میوه ها، گل ها، گیاهان و به تبعش تنوع رنگ لباس. سعی کردم رنگ های مختلفی را برای لباس هایم انتخاب کنم. مطالب زیادی از اینترنت خواندم در مورد روانشناسی رنگ ها، تناسب رنگ ها و  اینکه با هر رنگ پوستی چه رنگ های لباسی خوش ترکیب است.


     


    این تنوع رنگ ها از همیشه ی همیشه هم که همراهم نبوده. تا دبیرستان بودم اغلب مقنعه مشکی می پوشیدم. روسری و شال را چون بلد نبودم طوری ببندم که گردن و چانه ام پیدا نشود فقط برای مهمانی ها استفاده می کردم. سال های آخر دبیرستان به مقنعه رنگی رو آوردم. کم کم رنگ های مختلفش را خریداری کردم. از یشمی و قهوه ای و سورمه ای گرفته تا آبی آسمانی و شیری. اما باز هم پوشش غالبم مقنعه مشکی مدرسه بود. زمان ما بیشتر فرم های مدرسه تیره بود؛ نه مثل الان که رنگین کمانی شده.  البته من بین هم سن وسالانم خوش شانس بودم و چند سالی رنگ های سبز زیتونی، آبی نفتی، زرشکی و کرم هم پوشیدم؛ اما دوستانی هم داشتم که دوازده سال تحصیل را مشکی یا سورمه ای پوش بودند.


    اوایل دانشگاه بعد از تمرین و ممارست و پرس و جو که توانستم روسری ام را مدل عربی ببندم و روی سرم محکم کنم دیگر قوت غالبم روسری رنگی شد! یادم نمی رود آن روزهایی را که با روسری های سبز و آبی دانشگاه می رفتم و گاهی چند بار در روز از من می پرسیدند که آیا عرب هستم یا خیر؟! کلا شیفته این تیپ پوشش هستم. چادر مشکی و روسری رنگی متین. آن وقت کمتر رایج بود؛ ولی الان شکر خدا چادری های زیادی می بینم که با حفظ پوشش کامل سرتاپا مشکی پوش هم نیستند.


    اینها را بگذارید به حساب سلیقه شخصی. می دانم که رنگ هرچه تیره تر جلب توجهش کمتر؛ اما خب هر کسی را  نقطه ضعفی است!
    دیگر مقنعه پوشیدن برایم سخت شده. یعنی با روسری بهتر می توانم حجابم را رعایت کنم. مقنعه که می پوشم یاد بچه های کلاس اولی می افتم که وقت رفتن به خانه موهاشان پریشان شده و چانه ی مقنعه تا روی گونه شان چرخیده! بگذریم... اصل بحث ام روی رنگ است نه روسری یا مقنعه.



     


    کسانی که مرا دیده اند می دانند که – غیر از چادر و پوشیه - فقط ایام عزا مشکی می پوشم. به نظرم سه طیف رنگ لباس می تواند مناسب تمام روزهای سال باشد. یک طیف تیره برای ایام عزا، بعضی رنگ های خاص برای ایام عید و رنگ هایی حدوسط برای زندگی روزانه. (این را هم قید کنم که منظورم رنگ لباس در خارج از منزل است.)


    به نظرم رنگ لباس روزانه نباید لزوما مشکی باشد؛ اما نمی دانم چرا بیشتر دختران همیشه عزادارند. ربطی هم به چادر و مانتو ندارد. قم و حوزه را نادیده بگیرید... بارها شده که در کلاس زبان یا جمع دوستان یا جاهای دیگر نه چندان مذهبی بودم و با دیدن دخترانی با مقنعه و مانتوی مشکی حرص خوردم که چرا اینها اینقدر تیره می پوشند. به خدا اینقدر رنگ های قشنگ و سنگین در دنیا وجود دارد. سبز، آبی، قهوه ای، کرم، زرشکی و ... اگر با پس زمینه تیره باشند هم تنوع رنگ ایجاد می کنند هم زننده نیستند. الان نسبت به اوایل انقلاب خیلی بهتر شده. اینطور نیست که در اماکن دولتی و آموزشی بگویند فقط مشکی و سورمه ای بپوشید. حتی من یک مقنعه صورتی دارم که پس زمینه تیره دارد و اصلا رنگش زننده نیست.


    نمی دانم چرا تا بحث رنگ پوشش در جامعه و عرف جامعه می شود ذهن ها به سمت سبز فسفری و نارنجی جیغ می رود و بعد عکس آن خانم مامور امنیت اجتماعی که دست دختر مانتوقرمزی را محکم گرفته. درست است که در جامعه ما خط قرمزهایی برای هرطورنپوشیدن هست؛ اما از آزادی هایش هم استفاده نمی کنند یا نمی کنید؛ حتی نمی کنیم! بعد می آیند کاریکاتور می کشند (+) و به زعم خودشان نظر عرف جامعه در مورد رنگ را تصویرسازی می کنند.


     



    بارها شده که سر کلاس نشستم، همکلاسی هایم را نگاه کردم، پیش خودم فکر کردم آیا واقعا جبر جامعه است که نمی گذارد اینها مقنعه مشکی بور شده شان را کنار بیندازند و رنگ شادتری بپوشند؟ حتی خودم هم وقتی مقنعه مشکی می پوشیدم جنس کرپ را انتخاب می کردم که جلای بیشتری داشت؛ اما این مقنعه های مشکی نخی سنگ شور شده...
    واقعا فکر می کنید لب های صورتی براق جلب توجهش کمتر از مانتوی یشمی است؟ یا موهای مش آبی و ناخن گل منگلی کمتر از مقنعه کرم توی چشم است؟


    رنگ شناسی کار سختی نیست. فقط کمی توجه و دقت می خواهد. رنگ ها را باید ساخت، با هم ترکیب کرد. با اینکه هیچ وقت اینقدر که رنگ گلبهی یا سبز ملیح آرامم کرده رنگ زردقناری و قرمز عشقی شادم نکرده؛ نمی دانم چرا تا اسم رنگ های شاد می آید بعضی ذهن ها بیشتر از یک جعبه مداد رنگ شش تایی را نمی توانند تصور کنند! رنگ شناس نه ای جان من خطا اینجاست!


    شما حجابت سر جایش باشد؛ رنگ شاد – و نه جیغ- هم بپوش. اگر کسی گفت بالای چشمت ابرو است حسابش با من!



  • کلمات کلیدی : حجاب، چادر، مانتو، رنگ، رنگ شاد
  • + نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 10:13  توسط م/خ  | 

    « بی هویتی دو جنسیتی »

    این چه مدل است که هر وقت نامی از حجاب آورده می شود، سریع چشم ها روی خانم ها زوم می شود؟!
    پس این وسط مردها چه سهمی از این کلمه دارند؟

    اگر مانتوی کوتا پوشیدن ، آستین ها را تا بازوان بالا زدن ، مو بیرون گذاشتن، پاچه های شلوارشان را تا زانو چاک دادن و ... بی حجابی ست و به ما می گویند زن ها نباید طوری پوشش داشته باشند که مانند مردها شوند

    پس

    پس ما هم می گوییم مردها هم حق ندارند مانند زن ها باشند! مانند زن ها ابرو بردارند، مو هایشان را رنگ کنند، یا مدل زنانه کوتاه کنند ، ارایش کنند، کفش های پاشنه دار بپوشند، گردنبند بیاندازند، گوشواره از گوش خود آویران کنند، ناخن بلند کنند...

    از این طرف مدام به زنان می گویند حجاب رعایت کنید و با ارایش های زننده خارج نشوید ولی از این غفلت کرده اند که در این زمینه مردان گوی سبقت را از زنان ما ربوده اند!

    با این وجود با کدام منطق میخواهید زنان را به داشتن حجاب قانع کنید در حالی که خود مردان از این مقوله بی نصیب هستند؟

    وقتی به اطرافم نگاه می کنم، دیگر نه از آن زنانه بودن زنان ما خبری ست و نه از آن مردانه بودن مردان ما!
    زنان پوششی کاملا مردانه گرفته اند و مردان ظاهری زنانه! انگار هویت خود را باخته اند و یا سر در گم در شخصیت اصلی شان!




    + نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 10:11  توسط م/خ  | 

    غیرت

    گوهرغیرت گرامی دار..ای غمگین

    مرد..یا سالار زن ..باید بدانی این کاندرین روزان صدره تیره تر از شب

    اهل غیرت روزیش درداست..

    خواه در هرجامه وز هرجنس ........درد قوت غالب مرد است.....

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:13  توسط م/خ  | 

    دختر عفيفه و محجبه، مهمان گران قدري است كه هر جا رَوَد با تعظيم و تكريم پذيرايي شود، ولي غير محجبه با نظر شهواني. دختر عفيفه و محجبه جلوه عفت و حياي خداوند است عفاف باطني و فطري زن، زينت گوهر روح و دژ محكم امنيتي اوست، حجاب كامل و عدم اختلاط با مردان، ضامن كنترل غريزه ها و ميل هاي او، حافظ بهداشت و سلامت رواني و غريزي افراد جامعه و بالاخره باعث تامين امنيت اجتماعي زن است. اين دژ باطني و امنيتي زن همچون سدّ پولاديني است كه هرگز فرو نمي ريزد،  مگر با غفلت زن نسبت به ارزش ها و استعدادهاي متعالي خود و قرار دادن خويش در معرض نگاههاي آلوده و ناپاك هوس رانان. دختري كه عفت و حيا در وجودش موج زند، ستاره فروزان عشق، جان او را تابناك نمايد. حجاب و پوشش عفيفانه زن شعار حق طلبي، نمايش حقيقت خواهي و فرياد عليه جاهليت و خودآرايي و خودنمايي جاهلي است.

    من مي گويم چادر، هم بهترين نوع حجاب است و هم يك نشانه ملي ماست كه هيچ منافاتي با هيچ نوع تحركي از زن ندارد. اگر واقعاً كار اجتماعي و كار سياسي و كار فكري به معناي تحرك باشد، لباس رسمي زن مي تواند چادر باشد كه بهترين نوع حجاب است. البته مي توان محجبه بود ولي چادر نداشت منتها همين جا هم بايد آن مرز را پيدا كرد. عده اي از چادر فرار مي كنند به خاطر اينكه هجوم تبليغاتي غرب دامنگيرشان نشود. اما از چادر فرار مي كنند به آن حجاب واقعي بدون چادر هم روي نمي آورند چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مي دهد. تصور نكنيد اگر ما فرضاً چادر را  كنار گذاشتيم آن مقنعه كذايي را... درست كرديم دست از سر ما بر مي دارند، آنها به اين چيزها قانع نيستند بلكه مي خواهند همان فرهنگ مخصوص خودشان را در اينجا مثل زمان شاه، كه زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت عمل شود. سؤال من اين است كه با برداشتن چادر در كشور ما زنها تا چه اندازه در فعاليتهاي اجتماعي شركت كردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش (محمد رضا خائن) فرصتي داده شد تا زنهاي ما در فعاليتهاي اجتماعي شركت كنند. زنهاي ايراني زماني وارد فعاليتهاي اجتماعي شدند و كشور را با دستهاي تواناي خود متحول كردند و مردهاي اين كشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه كشيدند كه چادر سرشان بود.

                                                         ((مقام عظمای ولایت))

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:10  توسط م/خ  | 

    عفاف و جمال باطني و زيبايي رفتاري زن، براي عقل و روح لذت و بهجت مي آفريند. عفت و حياي زن حافظ و تقويت كننده جمال صورت و جاذبه هاي ظاهري اوست كه پرهيز از خودنمايي و خودآرايي در جامعه پرتوي از عفت و حياي او مي باشد. ريحانه محجبه و با تقوا يگانه درّي است كه در آسمانها و زمين ارزش بي حد دارد، حفظ حجاب عفيفانه اسلامي، حفظ ارزش هاست. حضور زنان بدون حجاب خداپسندانه و يا با چهره هاي مزيّن شده در مجامع عمومي، كارآمد ترين سلاح دشمن براي تخريب اخلاق و معنويت است. شانه خالي كردن از حجاب اسلامي با منطق هاي پوشالي، در شأن يك دختر فهيم نيست. لزوم حجاب شايسته بر مبناي بينش توحيدي و كرامت انساني زن مسلمان است. زيورهاي جسمي فناپذير است، اما عفت، متانت، غيرت و ساير زينت هاي روحي، همراه با بقاي روح، ماندگار بوده و همواره با انسان است. حجاب و ساير ارزش هاي الهي و انساني، آبياري شده خون سالار شهيدان و شهداي كربلاست. سلام و درود بر بانوان عفيفه و محجبه اي كه بندگان عزيز حقند، نه بردگان ذليل نفس.

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:8  توسط م/خ  | 

    خصیصه حیا و شرم به طور طبیعی، در زن بیش از مرد وجود دارد. به همین دلیل است که زن فطرتاً و از روی طبع و غریزه، میل به پوشش بدن خود در مقابل نامحرم دارد و از برهنگی دچار اضطراب می‏شود. شواهد فراوانی در اسلام بر فطری و غریزی بودن حیا برای زن وجود دارند و قرآن نيز به این مطلب اشاره کرده است. زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه نقش بسیار مهمی در ایجاد و گسترش عفّت، پاک‏دامنی و اخلاق در بین جوامع بشری دارند. عفّت و حیای زن، که یکی از مهم‏ترین عوامل حفظ و بقای عفّت عمومی است، نه تنها در تمام ادیان و مذاهب الهی مورد تأکید قرار گرفته، بلکه افکار بشری نیز آن را مورد تأیید قرار داده‏اند. از نظر اسلام، اهمیت این موضوع به حدّی است که برخی روایات آن را «تمام دین» می‏دانند. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده که فرمودند: حیا تمام دین است. امام علی(ع) نیز در مورد عفّت و پاکدامنی می‏فرمایند: «عفّت و پاکدامنی منشأ هر خیری است.» به همین منظور، در تمام ادیان و مذاهب آسمانی، قوانین گوناگونی برای حفظ و بقای عفّت و حیای عمومی وضع شده‏اند، که «حجاب» و پوشش زن از جمله آن‏هاست. «حجاب»، که به معنای پوشیدن تمام بدن و زیبایی‏های ظاهری زن در برابر مردان بیگانه است، برای پیش‏گیری و مهار برخی گرایش‏ها و رفتارهای خودنمایانه و وسوسه‏انگیز می‏باشد.

    یکی از ایراداتی که برحجاب گرفته اند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود.

    می گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است. هرانسانی شریف و آزاد است، مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه، تابع هر کشور یا مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنایی به حق آزادی و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن. عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن و همچنین حکم مطابق عقل و شرع به اینکه هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.

    در جواب اينان لازم است بگوييم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و اینکه وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظیفه ای است که برعهده زن نهاده شده تا در معاشرت و برخورد با مرد کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود.

    اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت ، روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را «زندانی کردن» یا « بردگی» نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل « آزادی» فرد نمی توان دانست.

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:6  توسط م/خ  | 

    در مرد غریزه جنسی بسیار قوی می باشد که او را به شدت به زن علاقه مند می کند. اگر این غریزه کنترل و اشباع نگردد، موجب انحرافات و پیامدهای ویرانگر خواهد شد. اگر هیچ کنترلی در این غریزه نباشد، و مردان آزاد و بی بند و بار باشند، به چشم چرانی می پردازند. به دنبال چشم چرانی، ارتباط های نامشروع و فسادهای دیگر هویدا می شود.

    از سوی دیگر، زنان میل به خودآرایی و تمایل به نمایش خود و ظرافت های بدن شان دارند و اگر عفت درونی و کنترلی نباشد، تا جایی پیش می روند که می خواهند عریان باشند.

    اگر در جامعه ای عفت و پوشش توسط زنان رعایت نگردد، دود آن به چشم همگان خواهد رفت و زمینه سازی برای بسیاری از جرایم ایجاد خواهد شد. زن چون از ظرافت بیشتری برخوردار است در صورت واقع شدن در محیط بی قانون، که حاکمیت عقل و منطق در آن ضعیف باشد، مورد ستم قرار می گیرد. حجاب و پوشش مانند سدی است که جلوی ظلم و ستم و تجاوز به حقوق زن را می گیرد.

    اگر غریزه خودآرایی زنان مهار نشود، زن به سمت زرق و برق های کاذب، با پوشش های نامناسب می رود، که او را به سمت پوچی و بیهودگی زیستن می برد و سرانجامش جز گمراهی و تباهی و پاشیدگی کانون های گرم خانواده نیست.

    زیبایی زن یک نوع سرمایه است که باید بجا و درست مصرف شود. زکات این زیبایی، پوشش و عفاف است. امتناع از جلوه گری در مقابل نامحرم، موجب کنترل این غریزه و حفظ حریم شده، با خواهش های نفسانی زن و مرد مبارزه می شود. وقتی زن خود را در مقابل خواهش های نفسانی بیمه نمود و خویش را کنترل کرد، زمینه برای رشد تعالی زن فراهم می شود و موجب تهذیب نفس زن و به طور کلی اجتماع خواهد شد و زن می تواند جامعه را بسازد.

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:4  توسط م/خ  | 

    به دو نمونه از زنان اجتماع توجه فرمائيد ارزش آنان را بسنجيد و بگوئيد كداميك برترند: آيا يك زن با حجاب كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده به طوریكه وقتي انسان به او نگاه ميكند چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت است يا زيبا؟ او زنى است كه به دينش پاى بند است و نگهبان شرافت  و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء دارد و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند، برتر است... يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش ايمان را كنده و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند زنان جاهليت قديم پيش گرفته و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود را از دست داده و بدنش را نمايان و صورت و دستها و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته، نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را مانند كالایى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا او را مسخره و بيچاره كنند و عفّت او را از بين ببرند و شرافت خود را از دست بدهد و در كرامت خويش زيان ببيند و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد. زيرا همه اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد.

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:2  توسط م/خ  | 

    اين نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن دوستى بين دختر و پسر و اين گونه روابط را نهى كرده است؛ زيرا عفت عمومى جامعه با اينگونه روابط آسيب جدى مى‏بيند؛ پايه‏هاى ازدواج و خانواده سست مى‏شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد. با توجه به شرايط خاص دوران جوانى و طولانى بودن دوران تجرد اغلب دانشجويان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران دانشجو، روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه ما اين است كه به نكات زير توجه كرده، انشاءالله همه ما به آن عمل كنيم:

    1- اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند، از ايجاد رابطه با نامحرم پرهيز شود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم رفتارى صميمانه نداشته باشند. در احكام شرعى آمده است كه در غير ضرورت مكروه است كه مرد با زن هم‏صحبت شود؛ مخصوصاً مرد و زن جوان. علت آن اين است كه چه بسا همين هم‏صحبت شدن‏ها غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فساد شود.

    2- در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم، تا آن جا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود اشكالى ندارد. اما با اين حال لازم است كه ارتباط در كلاس‏ها، به گونه‏اى باشد كه كمترين اختلاط پديد آيد و در معاشرت و گفت‏وگو هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:  

    - از گفت‏وگوهاى تحريك كننده پرهيز شود. 

    - از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود. 

    - حجاب شرعى رعايت شود. 

    - قصد لذت در كار نباشد. 

    - دو نفر نامحرم در محيط بسته تنها نمانند.

    بنابراين، سعى كنيد خود را عادت دهيد تا هنگام صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتى از بدن او خيره نشويد و قسمت‏هاى باز و پوشيده، برايتان كاملاً مساوى فرض شوند و در همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:1  توسط م/خ  | 

    زن در شرافت و حقوق و شخصیتِ انسانی با مردان برابر است. پس نباید به او همانند یک کالای تبلیغاتی برای جلب مشتری نگاه کرد. حجاب عاملی است که جلوی این نگاهها را می گیرد؛ نیز مانع از هم پاشیدگی خانواده ها می شود. اگر به دستاوردهای درخشان قوانین اسلام توجه نمی کنیم، لااقل از ضرر و زیان خانمانسوز بی بند و باری عبرت بگیریم. حجاب موجب جلوگیری از اشاعه فحشا و منکرات در جامعه می شود. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: «در آخرالزمان که بدترین زمان هاست، زنان بی حجاب و برهنه آشکار می شوند که با زینت و آرایش بیرون می آیند. آنان از مرز دین خارج شده اند و در فتنه ها وارد گشته اند و به سوی شهوت ها تمایل و شتاب دارند. حرام ها را حلال می کنند و سرانجام در دوزخ گرفتار عذاب ابدی خواهند شد.»

    زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است. حفظ پوشش، احترام نهادن به زن و محفوظ نگه داشتن وی از نگاههای ناپاک است. چنانچه زن حدود را رعایت نکند، هر بیماردلی در او طمع نموده و با نگاه آلوده اش حریم زن را می شکند. شخصیتی که باید سالم بوده و نسل سالم را تربیت نماید، تحت تأثیر دیده های آلوده به گناه، به طرف شهوت سوق داده شده، هویت خود را فراموش می کند و در چنگال بیماردلان و هوسبازان گرفتار می شود، چنان که از منش انسانیت سقوط کرده و به گرداب حیوانیت فرو می رود.

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:1  توسط م/خ  | 

    امروزدشمنان اسلام از راههاي مختلف مي خواهند زشتي محرمات و معاصي و منزلت حيا و عفت را از بين ببرند. از همين رو به شيوه هاي مختلف در اذهان جوانان القا مي كنند كه ارزش شخصيت و تمدن در لباسهاي آنچناني است. در چنين موقعيتي بايد زنان و دختران مسلمان هوشيار باشند و با پوشش مناسب و شايسته خويش پاسخ دندان شكني به اين خودباختگان بدهند و ديگران را نيز به پوشش برتر تشويق نمايند. مابايد نسبت به مسائلي كه دشمن را به وحشت مي اندازد حساس باشيم و بكوشيم تا آنها را تقويت كنيم و چادر يكي ازآنهاست.

    يك جامعه شناس فرانسوي در خصوص سياستهاي استعمار در مبارزه با حجاب زنان الجزاير مي گويد: هر چادري كه دورانداخته مي شود افق جديدي را كه براي استعمار ممنوع بوده در برابر او مي گشايد و پس از ديدن هر چهره بي حجاب اميدهاي حمله ور شدن استعمار ده برابر مي شود.

     

    قرآن مجيد به دين باوران دستور مى‏دهد كه چشمان خويش را بى‏پروا بر هر كس نگشايند. «به چشمانت بياموز كه هر كس ارزش ديدن ندارد» زيرا چشم انسان، عرصه واردات دل و فكر او را فراهم مى‏سازد. نگاه به نامحرم كه زمينه فساد را فراهم مى‏كند حرام شمرده شده است.انسان‏ها را مى‏توان از روى چشم‏هاى عفيف و غيرعفيف، شناخت. چشمان عفيف، ارزشمندند و چشم دريده، ادب نگاه نمى‏دارد. انسان موفق بر هر آن‏ چه مى‏رسد بى‏پروا چشم نمى‏گشايد و نگاه خويش را محدود مى‏سازد. اگر كسى عفت نگاه نداشته باشد چه بسا كه به بى‏عفتى در عرصه‏هاى ديگر دچار شود. اين عفت خاص مردان نيست؛ بلكه زن هم بايد عفت را رعايت كند. گر چه بيمارى چشم‏چرانى در مردان بيشتر شيوع دارد و مردان، با چشمانشان به دام مى‏افتند و زنان، با گوش‏هايشان.عفت نگاه پرهيز از نگاه‏هاى آلوده است كه نتيجه اين پرهيز پاكى دل و انديشه از واردات ناشايست است ولى عفت كلام پاك ساختن عرصه صادرات دل است. آنان كه بى‏محابا از هر چه بخواهند سخن مى‏گويند، هر واژه‏اى را بر زبان مى‏آورند و در پردازش كلمات خويش، محاسبه دقيقى ندارند، نه ارزش خويش را حرمت مى‏نهند و نه ارزش مخاطب را.

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 10:0  توسط م/خ  | 

     

    والپیپرهایی با موضوع حجاب

    دختران با حجاب + والپیپرهایی با موضوع حجاب

    ویرایش اول

    ویرایش دوم

    کاری از بچه های  فروم اعتقادات (تاپیک طرح های حجاب)

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:58  توسط م/خ  | 

    پلاکارد حجاب + دختران با حجاب
    والپیپر حجاب + دختران با حجاب
    والپیپر حجاب + دختران با حجاب

    این هم دو والپیپر زیبا با موضوع حجاب

    روی تصاویر کلیک کنید

    گرافیک حجاب + تصویر و عکس حجاب

    تبرج + عشوه گری + جلوه گری + دختران با حجاب + بد حجابی

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:57  توسط م/خ  | 

     

    نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

    وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.


    از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
    بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:51  توسط م/خ  | 

    حجاب در قرآن

    ۱- ارائه يك چهار چوب صحيح براي پوشش زن

    2- معرفي افراد محرم و نامحرم در قران كريم در سوره نور (24) آيه 31 ، كه شامل محارم رضاعي نسبي و سببي مي باشد.

    3- آشكار نكردن زينتها
    كه در اين باره مي توان گفت كه اسلام دستور به زينت نكردن نداده است بلكه از زينت كه باعث جلوه گري و خودنمائي زن در برابر مردان نامحرم مي شود نهي نموده است.

    قران كريم در اين باره مي فرمايد:
    «... لايبدين زينتهن ...»
    زنان زينتهاي خود را آشكار نكنند

    4- تبيين حد و مرز زينت در برابر افراد
    كه به سه قسم تقسيم مي شود:
    الف: زينت براي غير محارم كه آشكار نكردن زينتهاي پنهان است و نگاه به زينتهاي آشكار در صورتي خالي از اشكال است كه خالي از هر گونه قصد لذت و ريبه باشد اين حد زينت در آيه مباركه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زير با رالالتبعولتهن از دستور لايبدين زينتهن استثنا شده است.

    ب: زينت براي شوهر، كه زينت علي الاطلاق مي باشد و شامل تمام بدن مي باشد.

    ج- زينت براي ساير محارم
    از ابي جعفر عليه السلام وارد شده :

    «واما زينته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زينه الزوج فالجسد كله»

    قسمت سوم ، مربوط به زينت براي ساير محارم است كه شامل محل گردنبند و بالاي ان، بازوبند و زير ان و خلخال و انچه پائين آن است مي شود. بنابراين بايد به اين مهم توجه داشته باشيم كه از پوشيدن لباس حلقه آستين، دامنهاي كوتاه با پاهاي برهنه و يقه هاي باز بيش از حد متعارف حتي در برابر محارمي به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دايي .... خودداري كنيم و جواز نگاه كردن به زينتهاي باطني زنان ان هم در محدوده اي كه در روايات نقل شده براي محارم غير شوهر به شرطي است كه فسادي در بين نباشد.

    5- نهي از تبرج مذموم
    در قران كريم در اين باره امده است «... و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي....» منظور از تبرج زنان در جاهليت اولي، جلوه گري زنان در قبل از اسلام بوده است كه در تمامي اين دوران به دليل عدم رعايت دستورات پيامبران زنان دچار چنين معضلي شده كه سبب به وجود آمدن پيامدهاي بد بسياري براي جامعه نيز شده است. در تفسير قمی روايتي باشند كه از امام صادق عليه السلام از پدرش در ذيل آيه ... و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي ... آمده است و اين است كه «به زودي جاهليت ديگري ميآيد» و در تفسير التبيان آمده است كه منظور از جاهليت اخري زماني است كه مردم همان گونه عمل كنند كه قبل از اسلام عمل مي شده است.
    امروز شاهد اين تبرج ها و جلوه گري هاي مذموم هم در مردان و هم در زنان هستيم. در روايات از چنين مرداني با چنين خصوصياتي ياد شده است: يتزينون بزينه المراه لزوجها و يتبرجون تبرج النساء و از چنين زناني اين چنين ياد شده است نسوه كاشفات عاريات متبرجات. من الدين داخلات في الفتن مائلات الي الشهوات مسرعات الي للذات مستحلات للمحرمات جهنم في جهنم خالدات.

    بقیه در ادامه مطلب ...

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 9:51  توسط م/خ  | 

    دختران و حجاب

    پــدرم گفت: كــه اي دخـت نـكو بـنيادم
    زلف بر بـاده مــده تــا نـدهي بــر بــادم
    پدرم گفت: گل از رنگ و لعابش پيداسـت
    و زن مــؤمنه از طــرز حــجابش پيداست

    يكي از مسايل مهمي كه هر دختري در دوران زندگي خود بايد آن را مدّ نظر قرار دهد، مسأله«حجاب» است.
    قرآن كريم كه بعنوان يكي از مهم ترين سندهاي زنده الهي، در ميان مردم به امانت گذاشته شده است، مسأله حجاب و حفظ دختران از ديد نامحرمان را مورد تأكيد قرار داده و مي ‎فرمايد:
    وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها.[1]
    «و به زنان مؤمن بگو تا چشم هاي خود را(از نامحرم) و دامن و اندام شان(از عمل زشت) محفوظ دارند و زينت خود را جز آن چه ظاهر مي ‎شود، بر بيگانگان آشكار نسازند.»
    گروهي از زنان و دختران جوان، حجاب و پوشش اسلامي را مغاير با آزادي اجتماعي مي ‎دانند، اما بايد متوجه باشند كه حفظ خود و دوري از نامحرم، هرگز دليل بر سلب آزادي نيست، چه اين كه با رعايت حجاب و موازين شرعي، خود را از ملعبه انسان هاي فاسد و مردان پست دور نگهداشته و در كمال آسايش و راحتي به زندگي شرافتمندانه‎اي ادامه مي‎ دهند. استاد مطهري(ره) در كتاب ارزشمند«مسأله حجاب» به طور تفصيل به فلسفه حجاب پرداخته و به نكته فوق اشاره نموده است ايشان در قسمتي از اين كتاب مي ‎نويسد: «در اسلام زنداني كردن زن ها وجود ندارد حجاب در اسلام يك وظيفه است و وظيفه را نمي ‎توان به عنوان محدوديت و بردگي و زنداني كردن ناميد. پوشيدگي زن تا حدّي كه اسلام تجويز كرده است موجب كرامت و احترام بيشتر اوست؛ زيرا او را از تعرض افراد فاسد و دور از اخلاق بر حذر مي‎ دارد ....»[2]


    دختران جوان بايد اين حقيقت را درك كنند كه، افراد جامعه يكسان نيستند، خواه نا خواه گروهي پست و بي مايه، كه هرگز طعم خوش تربيت اسلامي را نچشيده‎اند و در حاشيه اجتماع قرار دارند براي رسيدن به اميال حيواني و ارضاء خواهش هاي نفساني خود از هيچ جنايتي دريغ نمي‎كنند.
    حال سؤال اين است كه اگر دختري خود را با ظاهري آراسته و بدون حجاب در معرض ديد افراد جامعه قرار داد و سرانجام در دام خفت بار بي عفتي و تجاوز سقوط كرد چه كسي را بايد ملامت كند؟ چه بسيار دختراني كه بر اثر عدم رعايت اين اصل اصولي اسلام، در جامعه حاضر شدند و زمينه سقوط و انحطاط و بدبختي خود را فراهم نمودند، تا جايي كه رسانه‎هاي گروهي از قبيل روزنامه‎ ها و مجله ‎هاي معروف، هزاران مورد آن را متذكر مي ‎شوند و فرياد بي صداي شان به جايي نمي ‎رسد.
    گروهي از دختران جوان فكر مي‎ كنند كه زندان هاي موجود در جامعه ويژه پسران و مردان است؛ در حالي كه اين ها سخت در اشتباهند، چه بسيار افرادي كه بر اثر بي ‎عفتي و ترك حجاب از راه به در شدند و با وضع خفت باري پشت ميله ‎هاي زندان جاي گرفتند. عواقب خطرناك بي بند و باري و عدم رعايت پوشش اسلامي آنقدر زياد است كه از حد گفتار و مقال گذشته است. يكي از مهم ترين نتيجه ‎هاي بي عفتي و تن ندادن به فرامين الهي در مورد مسأله حجاب، ايجاد اجتماعي فاسد و هرج و مرج اخلاقي است كه دامن گير افراد صالح و جوانان پاكدامن مي ‎شود. چه بسيار پسران جواني كه بر اثر محيط فاسد و مسموم از جهت اخلاقي دچار وساوس شيطاني شدند كه بي حجابي زنان و دختران جامعه بعنوان سر سلسله علل آن محسوب مي ‎شود. اي كاش دختران جوان جامعه ما به اين نكته توجه داشتند كه اگر بخواهند با فردايي بهتر و آينده‎اي روشن به زندگي سعادتمند خود ادامه داده و راه هاي موفقيت را يكي پس از ديگري بپيمايند، نبايد از حدّ و مرزهاي الهي و دستورات شرع سرپيچي كنند. هزار و چهار صد سال قبل، دخت نبي اكرم حضرت زهرا(س) به اين حقيقت اشاره نموده است كه: مصلحت زنان در اين است كه مردان آنان را نديده و آنان نيز مردان را نبينند.[3] امير مؤمنان(ع) نيز ضمن سفارشي به فرزند بزرگوارش امام حسن (ع) مي ‎فرمايد: به وسيله حجاب چشمان زنان تان را بپوشانيد، زيرا حجاب و پرده نشيني هر چه بيشتر باشد، آنان از تبهكاري و فساد محفوظ مي‎ مانند.[4] در روايت ديگري آمده است: مردي خدمت رسول خدا(ص) رسيد و عرض كرد: مادرم از معاشرت با نامحرمان ابايي ندارد چه كنم؟ حضرت فرمود: از خارج شدن او ممانعت كن. گفت اين كار را كرده‎ام. حضرت فرمود مادرت را زنجير كن؛ زيرا هيچ احساني براي او بهتر از اين نيست كه او را از ارتكاب به حرام بازداري.[5] با توجه به آن چه گذشت، دختران جوان مي ‎توانند با رعايت حجاب و اهميت دادن به آن، جامعه‎اي سالم و محيطي به دور از مفاسد اخلاقي را فراهم آورند و در كنار مصونيت اجتماعي خود، زمينه ‎هاي، شكوفايي استعدادهاي نهفته خود را ايجاد كنند.

    در خيابان چهــره آرايش مــكن
    از جــوانان سلــب آسايش مكن
    زلف خود از روسري بيرون مريز
    در مسير چشم ها افــسون مــريز
    يــاد كــن از آتــش روز مــعاد
    طــره گـيسـو مـنه در دسـت باد
    خـواهرم، ديگـر تو كودك نيستـي
    فاش ‎تـر گــويم، عروسك نــيستي
    خواهــرم اي دختر ايــران زمــين
    يك نظــر عكس شــهيدان را ببين
    خواهــرم اين قــدر طـنّازي مكن
    با اصـول شــرع لــجبازي مــكن
    خواهر من، اين لباس تنگ چيست
    پوشش جسبان رنگارنگ چــيست
    در امور خويش ســرگـردان مـشو
    نو عروس چــشم نــامــردان مشو. «آغاسي»

    هر عاقلي تصديق مي ‎كند كه حفظ اموال و اشياء قيمتي از دستبرد دزدهاي پست امري است ضروري و تحسن برانگيز. به سخن ديگر هيچ عاقلي، شخصي را كه از اموال و اشياء‌ قيمتي خود محافظت مي‎ كند، مورد مذمت و ملامت قرار نمي ‎دهد. دختران جوان نيز بايد همان گونه كه در حفظ زر و زيور مادي خود مي ‎كوشند، جمال و زيبايي خدا دادي خود را نيز از معرض دستبرد افراد فاسد و پليد حفظ نموده، و با توسل به معنويات و پيمودن راه هاي صحيح اسلامي در زندگي خود، امكان موفقيت خويش را دو چندان كنند. با مطالعه تاريخ زندگاني اهل بيت(ع) مي ‎توان به اين حقيقت دست يافت كه آن بزرگواران در سيره و راه و روش زندگي خود نسبت به مسأله حجاب و دور نگه داشتن ناموس خود از ديد نامحرمان بسيار حساس بودند. و از آنجا كه آنان بعنوان بزرگترين مربيان اخلاقي و الگوهاي تربيتي مي ‎توانند زندگي سعادتمندي را براي تمام بشر به ارمغان آورند، بر ماست كه با پيروي و اطاعت از سيره و فرامين الهي معصومان(ع) خود را متخلق به اخلاق اسلامي نموده و در جمع بندگان خاص خداوند و شيفتگان آن بزرگواران قرار دهيم.

    پي نوشت ها:
    [1] . سوره نور، آيه 31.
    [2] . مسأله حجاب، شهيد مطهري، ص 101.
    [3] . وسايل، ج 14، س 43، حديث 7.
    [4] . سفينة البحار، ج 2، ص 587.
    [5] . وسايل، ج 18، ص 414، حديث 1، باب 48.

    نويسنده: علي اكبر ظهيري
    منبع: كتاب براي دختران

     

     

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 19:25  توسط م/خ  | 

    سالروز کشف حجاب

    واژه حجاب در لغت و اصطلاح

    حجاب در لغت به معناي پرده، پوشش و حايل است. در کتاب لسان العرب درباره معاني آن چنين آمده است: «حجاب به معناي پوشش است. زن محجوبه يعني زني که به وسيله‏اي پوشيده شده است». در زبان فارسي نيز براي کلمه حجاب معاني متفاوتي نقل شده است. فرهنگ ‏هاي معين و عميد براي واژه حجاب معاني زير را عرضه کرده‏اند: پرده، سِتر، نقابي که زنان چهره خود را بدان پوشانند، روي‏بند، و چادري که زنان سرتاپاي خود را بدان پوشانند. علاوه بر معاني فوق، در لغت، معاني ديگري نيز براي واژه حجاب ذکر شده است. واژه حجاب در اصطلاح ديني به معناي «پوشش مخصوص زنان» به کار مي ‏رود.

    واژه حجاب در نگاه شهيد مطهري

    «حجاب» واژه‏اي است عربي که داراي معاني مختلفي در لغت و اصطلاح است. شهيد مطهري(ره) در بيانات محققانه خود در اين زمينه، چنين نگاشته‏اند: «کلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حجاب. بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي ‏دهد که پرده، وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت که به حسب اصل لغت، هر پوششي حجاب نيست؛ آن پوشش حجاب ناميده مي ‏شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن، يک اصطلاح نسبتا جديد است. در قديم و مخصوصا در اصطلاح فقها، کلمه«ستر» ـ که به معني پوشش است ـ به کار رفته است. بهتر اين بود که اين کلمه عوض نمي ‏شد و ما هميشه همان کلمه«پوشش» را به کار مي ‏برديم؛ زيرا معني شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده مي‏ شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده که عده زيادي گمان کنند که اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود».

    بانوان و حفظ عفت عمومي(با تکيه بر ديدگاه امام)

    حضرت امام خميني(ره) بارها بر وظايف و مسئوليت‏ هاي اجتماعي بانوان تأکيد ورزيده‏اند و در عين حال حفظ شئون ديني را يادآور شده‏اند. ايشان مي ‏فرمايند: «امروز بايد خانم‏ها وظايف اجتماعي خودشان را و وظايف ديني خودشان را بايد عمل بکنند و عفت عمومي را حفظ بکنند و روي آن عفت عمومي، کارهاي اجتماعي و سياسي را انجام دهند».

    زنِ بدحجاب در نگاه امام(ره)

    بنيان‏گذار جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني(ره)، زن‏ ها را به تقوا سفارش و از ملعبه قرار گرفتن به شدت نهي کرده و فرموده است: «از جنايت‏ هاي بزرگي که به ملت ما شد... بانوان ما را ملعبه کردند. بانوان ما را مثل عروسک ‏ها کردند. اين ها مي‏ خواستند زن را مثل شي‏ء، مثل يک چيز، مثل يک متاع، به اين دست و آن دست بگذارند. زن هم بايد از فساد اجتناب کند. زن‏ ها نبايد ملعبه جوان ‏هاي هرزه بشوند. زن‏ ها نبايد مقام خودشان را منحط کنند و خداي‏ ناخواسته بزک‏ کرده بيرون بيايند و در انظار مردم فاسد قرار گيرند. زن‏ ها بايد تقوا داشته باشند. زن‏ ها اختيار دارند، همان ‏طوري که مردها اختيار دارند. آن ها که زن‏ ها را مي ‏خواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانان فاسد قرار بدهند جنايتکارند. زن‏ ها نبايد گول بخورند. زن گمان نکند اين مقام زن است که بزک‏ کرده بيرون برود با سرِ باز و لخت. اين مقام زن نيست. اين عروسک بازي است نه زن. زن آدم‏ساز است؛ زن مربي است».

    بهترين نوع حجاب در نگاه رهبر معظم انقلاب

    مقام معظم رهبري حضرت آيت‏الله خامنه‏اي، مدظله‏العالي، درباره عدم رعايت شئون زن فرموده‏اند: «آيا جنايتي از اين بزرگ ‏تر نسبت به زن هست که زن را با آرايش، مد، و جلوه‏گري زيورآلات سرگرم کنند و از او به عنوان يک ابزار و وسيله استفاده کنند؟ امروز سر و سينه را از زيورآلات پرکردن و آرايش و مد و لباس را بت خود قرار دادن براي زن انقلابي مسلمان ايران ننگ است چادر بهترين نوع حجاب و نشانه ملي ماست».

    اي زن به تو از فاطمه اين گونه خطاب است
    ارزنده‏ترين زينت زن حفظ حجاب است 
    فرمان خدا، قول نبي، نصّ کتاب است
    از بهر زنان، افضلِ طاعات، حجاب است 

    حجاب از ديدگاه استاد مسلمان انگليسي زبان

    فلسفه حجابْ حفظ ارزش والاي زن است و از همين روست که خداوند پوشش ديني را بر او واجب و نگاه به بدن و موي سر او را حرام فرموده است. خانم«فاطمه دولان» استادِ مسلمانِ انگليسي ‏زبان مي ‏گويد: من به عنوان کسي که در کشور غربي زندگي کرده است مي‏ فهمم که فلسفه حجاب چيست. وجود حجاب باعث مي ‏شود که زن ارزش خود را از حد کالايي تجارتي و يا وسيله‏اي براي بهره‏ دهي بيشتر، بالا ببرد و هم خود براي خويش ارزش قائل باشد و هم جامعه را وادار به احترام کند.

    حجاب، سنگر و سلاح

    حجاب آمده است تا تقوا و ايمان را به بشر باز گرداند. حجاب آمده است تا عزّت و شرف و حميت و غيرت را به امت اسلام و جهان باز گرداند. حجاب شعاري زيبا و برخاسته از شعوري والاست. حجاب سلاح است و پاسخ به فساد و دنياي غرب. حجاب آمده است تا چگونه زن بودن را به جامعه بشري بياموزد. حجاب آمده است تا بار ديگر انسان اسير و آواره را به خانه تقوا و بهشت انسانيت باز گرداند. حجاب نه لباس و جامه، که سلاح و برنامه است و امروز دنياي استکبار از اين سلاح ساده و برنامه پاکيزه به هراس افتاده است. پس اي خواهر من، حجاب تو سنگر و سلاح توست که دنياي تبهکاران را نشانه گرفته و دل ستمگران را به لرزه انداخته است. اين سنگر و سلاح را پاس بدار.

    در صدف حجاب

    زن از ديدگاه اسلام داراي شخصيتي شايسته و رسالت و موقعيتي الهي است که مي ‏تواند مدارج کمال را طي کرده، مراتب عالي انسانيت را باز يابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت يعني خليفگي خدا شود. وجود زن زينت ‏بخش آفرينش انسان است و افق روح او تجلي‏گاه رحمت. دامنِ زن مدرسه بشر است و کمال مرد بدون او ممکن نيست. زن مظهر ظرافت و جمال آفرينش است. اصلاح جامعه در گرو تقواي زن، و محيط خانواده محل درس اوست و بر همين اساس زن مربي بشر است و مي‏ تواند با تربيت فرزندي، امتي را رهايي بخشد. جايگاه والاي اين گوهر آفرينش اقتضا دارد که در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش ‏هاي او حفظ شود و اين است فلسفه پوششي که خداي حکيم براي انسان واجب کرده است.

    پيام عفت

    بي ‏ترديد، پوشش ديني، پيام عفت، شخصيت و خداترسي زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويي چشم طمع نخواهند داشت که پاکي و نجابت او را مي ‏ستايند. از طرفي بدن او در سايه حجابي که دارد از چشم نامحرم پوشيده خواهد بود. در اين صورت است که زن در سنگر حجابِ خود از تير نگاه‏ هاي زهرآلود و سخنان آزار دهنده و برخورد هاي اراذل جامعه مصون خواهد بود و امنيت و آرامش دروني او برقرار خواهد شد.

    جسم فروپوش چو دُر در صدف /  تا نشوي تير نگه را هدف 

    قرآن کريم نيز در اين باره چنين فرموده است: «اي پيامبر، به زنان و دخترانت و زن‏ هاي مؤمن بگو خود را با ساتري بلند بپوشانند که اين پوشش براي آن‏ که به عفت شناخته شوند بهتر است تا(از تعرض هوس‏ رانان) آزار نبينند».

    نمايشگر سيماي زيباي دنياي ايمان

    زن چه نيکو مقامي دارد که فاطمه(س) از افق او تجلي کرد و مريم و زينب از آسمان او درخشيدند و آسيه و خديجه از هستي او طلوع کردند. پس اي زن، گوهر وجود خود را به صدف حجاب زينت‏ بخش که حجاب اسلامي از جلوه ‏هاي زيباي بندگي است. حجاب، نمايشگر سيماي زيباي ايمان است. حجاب، هديه والاي خون ‏هاي شهيدان است و شمشيري برّان بر دنياي تبهکاران. حجاب آمده است تا فرهنگ برهنگي را بزدايد و گناه را بميراند و پليدي را بسوزاند و ايمان و اسلام و تقوا را باز گرداند. حجاب آمده است تا فرهنگ فساد را بسوزاند و فرمان خداوند را جاري سازد. حجاب آمده است تا رنگي جهاني پيدا کند و فرهنگي آسماني بيافريند. سلام بر حجاب، کوبنده تبهکاران، و درود بر عفاف، يار و ياور پرهيزکاران.

    پوشش معنادار

    زنِ پوشيده از بين هواي نفس و خدا، خدا را برگزيده است و از بين احکام دين و خواسته ‏هاي نفس، به احکام دين رو کرده است. چنين انتخابي به روحيه، تفکر و عمل او حال و هواي ديگري مي ‏بخشد و به پوشش او معنا مي ‏دهد و آن را عملي منطقي، خداپسندانه و در مسير حرکت ‏هاي تکاملي او قرار مي‏ دهد که به زيبايي ‏هاي دروني او تجلي بخشيده است. امام باقر(ع) از قول خداوند عزوجل فرموده است: «به عزت و جلال و بزرگي و بلنداي مقامم سوگند که بنده مؤمني مرا در امري از دنيا بر هواي خود بر نمي ‏گزيند، مگر اين که او را غني کرده، خواهش او را در آخرتش قرار مي ‏دهم و آسمان ‏ها و زمين را عهده ‏دار روزي ‏اش مي ‏کنم».

    حجاب و مصونيت

    پوشش ديني نگهبان زن از نگاه‏ هاي آلوده و آسيب ‏هاي احتمالي است که به زن مصونيت و آرامش مي ‏بخشد. هرچه اين پوشش کامل ‏تر شود، ايمن بخشي آن بالاتر مي‏ رود. بنابراين، امنيت و آرامش خاطر از آثار بارز حجاب اسلامي به شمار مي ‏رود.

    حجاب و تکريم

    منظره زيباي حجاب اسلامي که از عمق ايمان و پاکي زنان سرچشمه مي ‏گيرد، هر مردي را به کرنش و تحسين وا مي ‏دارد؛ چه اين پوشش به انتخاب رب العالمين بوده است و پوشش ‏هاي مهيج محصول انتخاب وسوسه ‏آميز کسي است که از درگاه خداوند رانده شد.

    حجاب و سلامت

    بدون شک حجابْ زن را از آفات و بيماري ‏هاي بسياري بيمه مي‏ کند و مي ‏تواند طراوت و جمال او را پايدار سازد. دشواري حجاب بهايي است که زن براي تأمين سلامت خود مي ‏پردازد؛ زيرا حجاب پرده‏اي است که از ورود تيرهاي نگاه، سخنان بيهوده، و روييدن علف ‏هاي هرز جامعه به درون محيط امن او جلوگيري مي‏ کند. مستر همفر انگليسي مي ‏گويد: زنانِ داراي حجاب محکم‏اند که نفوذ فساد در ميانشان ممکن نيست. به همين علت است که اسلام اولين شرط حضور زن در جامعه را رعايت پوشش ديني اعلام کرده است.

    حجاب و مبارزه با تهاجم فرهنگي

    غرب که خود در آتش فساد و تباهي مي ‏سوزد و در آستانه نابودي کامل است، سعي جدي در به تباهي کشاندن جوامع اسلامي دارد تا از اين طريق به اهداف شوم استعماري خود دست يابد. از اين رو حجابْ ‏ستيزي از اهداف مهم تهاجم فرهنگي غرب به شمار مي ‏رود. پوشش ديني همواره آماج تير هاي زهرآگين فرهنگي دشمنان اسلام قرار گرفته است. آنان همواره در برداشتن خاکريز بزرگ حجاب جديت کامل داشته‏اند؛ زيرا پوشش ديني را سدي بزرگ در برابر تهاجم فرهنگي خويش مي ‏دانند که آن ها را از نيل به مطامع فرهنگي و اقتصادي ‏شان باز مي‏ دارد. اگر قلعه مستحکمِ حجابِ زنِ مسلمان فتح شود، راه بردگي جامعه اسلامي هموار خواهد شد. اين است که مي ‏بينيم زنان مسلمان هرگز خود را تسليم اهداف شوم استعمار نمي ‏کنند؛ بلکه به عنوان نيروهاي فرهنگي همواره سدي محکم در برابر آنان پديد آورده‏اند؛ به گونه‏اي که امروزه پوشش ديني پادزهر تهاجم فرهنگي غرب تلقي مي ‏شود.

    حجاب، غنچه درخت تسليم

    خواهرم! نيک بدان که دين گلستان ارزش‏ هاست و حجاب غنچه نوشکفته درخت تسليم است. در بوستان محمدي خود را به اين غنچه زيبا آراسته دار، که حجاب زيور تو و تو زينت آفرينشي. خواهرم، حجاب اسلامي نماد حضور حماسي زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هيمنه‏اش در بيم و هراس است؛ چرا که پوشش ديني آينه تمام ‏نماي عصيان در برابر شيطان و تسليم در پيشگاه خداوند است. خواهرم، فاطمه(س) صراط مستقيم زن مسلمان است و پوشيدگي نمود بارز مکتب اوست. پس بکوش تا بر محور فاطمه بگردي که حضرتش فرمود: «بهترين چيز براي زن آن است که به مردي نگاه نکند و مردي او را نبيند».

    لباس عشق به خدا

    اي ساکن ديار حجب و حيا، چه عارفانه به ميدان آمده‏اي! پوشش ديني تو پاکانِ روزگار را به شوق آورده است؛ چرا که اين پوشش از زره جنگاوران ميدان رزم بسي والاتر است که آن زرهِ ميدان جهاد اصغر است و حجاب تو زرهِ آوردگاه جهاد اکبر. اي ساکن وادي عشق که خدا را معشوق خود ساخته‏اي، دانسته بودم که عاشقْ انتخاب هايش را به معشوق وا مي ‏گذارد و ديدم که خلعت زيباي حجابت به انتخاب معشوق تو بوده است. پس مبارک بادت حجاب اسلامي که لباس عشق به خداست.

    حجاب برتر

    چادر بارزترين نمود حجاب اسلامي در عصر حاضر است که ريشه در قرآن و سيره اهل بيت به ويژه فاطمه(س) دارد. پيامبر اکرم(ص) چادر را به عنوان يکي از اقلام نوزده گانه ضروري جهيزيه براي دخترش زهرا قرار داد. چادر مشکي بهترين و سالم‏ترين پوشش زن مسلمان است که سراسر حجم بدن او را با وقاري خاص و يکنواخت مي ‏پوشاند. از همين رو چادر حجاب برتر و کامل‏ترين نوع پوشش زن مسلمان است. قرآن کريم مي ‏فرمايد: «اي پيامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو خود را با«جلباب» بپوشانند. اکثر مفسران و لغويان جلباب را به معناي چادر و عبا معنا کرده‏اند. بنابراين، توصيه بزرگان دين و پيش از همه قرآن کريم بر استفاده از چادر نشان دهنده آثار و امتيازات فراوان اين پوشش شکوهمند است. چادر داراي بيشترين بار فرهنگي حيا و عفاف است که بيش از هر پوششي دست رد بر سينه نامحرم مي ‏زند، و بزرگواري و تواضع زن را در برابر احکام اسلام و ارزش‏ هاي اخلاقي آشکار مي ‏سازد.

    انقلاب چادرها

    بدون شک آوردن بانوان به صحنه انقلاب و ميدان مبارزه يکي از هنرهاي امام راحل(ره) بود. هنر امام اين بود که نه ضرورت حضور اجتماعي و سازنده بانوان در سرنوشت خود و جامعه را فداي يکسونگري و تنگ ‏نظري به دين و جايگاه زن کرد و نه به عذر مبارزه و حضور بانوان در صحنه‏ هاي مختلف آن، چارچوب‏ هاي شرعي و شئون مورد نظر شريعت در روابط اجتماعي بانوان را ناديده گرفت. در نگاه امام شخصيت اجتماعي و کرامت انساني زن مسلمان و حضور سازنده او در جامعه و نقش کامل وي در تبيين سرنوشت خود، تنها با حفظ همه مسائل شرعي، ممکن است.

    پوشش کامل

    پيامبر گرامي اسلام(ص) علاوه بر تأکيداتي که بر رعايت حجاب داشته‏اند، با ارائه راه ‏کارهايي، جامعه اسلامي را به سوي تهذيب و پاکي رهنمون شده‏اند؛ به عنوان نمونه، روزي اسما دختر ابوبکر ـ که خواهر زن پيامبر بود ـ با لباس نامناسبي به خانه پيامبر آمد، پيامبر(ص) روي خود را از او برگرداند و فرمود: اي اسما، زن وقتي به حد بلوغ رسيد نبايد جايي از بدن و اندامش ديده شود، مگر صورت و دست‏ ها.

    سيره عملي زنان مسلمان در مورد حجاب

    از زمان نزول آيات وجوب حجاب، زنان مسلمان در رعايت اين قانون الهي نهايت تلاش خود را به کار برده‏اند و اين شيوه نيکو هم‏ چنان در بين زنان مسلمان استمرار دارد. دستور اسلام در بين زنان تحوّلي چشم ‏گير ايجاد کرد. ام سلمه، همسر پيامبر، در مورد اين تحوّل ـ که با ستايش او از زنان انصار همراه است ـ چنين مي‏ گويد: مرحبا به زنان انصار! همين که آيه سوره احزاب نازل شد يک نفر از آنان ديده نشد که چون گذشته بيرون بيايد.

    عفاف از منظر امام خميني(ره)

    امام خميني(ره) طي سفارش ‏هاي متعدد درباره عفاف، زنان جامعه اسلامي را به تبعيت از حضرت زهرا(س) فراخوانده، مي‏ فرمايند: «بانوان محترم ايران ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحيح و نيرومند و دختران عفيف و متعهد، به کشور تسليم خواهند کرد و هيچ ‏گاه در آن راه‏ هايي که قدرت ‏هاي بزرگ براي تباه کردن کشور، پيش پاي آن ها گذاشته بودند، نخواهند رفت».
    «زن ‏ها بايد در ميدان زهد و تقوا و عفاف و تحصيل و مجاهده و دفاع از اسلام، از حضرت زهرا(س) تبعيت کنند».

    رابطه حيا و حجاب

    حيا عامل بازدارنده‏اي است که موجب پاي‏ بند شدن انسان به قوانين دين مي ‏شود. حيا عامل حفظ دختران و پسران از تن دادن به انحراف‏ ها و آسيب ‏هاي اجتماعي است. امام صادق(ع) فرمود: «بعضي از مردم اگر حيا نداشتند، حق پدر و مادر و حق ارحام و بستگان خود را رعايت نمي ‏کردند و اگر حيا و ترس از ملامت مردم نمي ‏بود، هيچ امانتي را به صاحب آن بر نمي‏ گرداندند و از هيچ فحشا و بي‏ عفتي چشم‏ پوشي نمي‏ کردند».

    بي ‏حجابي، عامل طلاق و جدايي

    آمارهاي قطعي و مستند نشان مي ‏دهد که با افزايش بي‏ حجابي در جهان، طلاق و ازهم‏گسيختگي خانواده در دنيا مدام رو به افزايش است؛ چرا که به قول باباطاهر«هر آن چه ديده بيند، دل کند ياد» و هر آن چه دل از آن ياد کند به هر قيمتي که باشد در پي آن خواهد رفت. ولي در محيطي که فرهنگ حجاب و عفاف، مطرح است، همسران، متعلق به يکديگرند و احساسات و عواطفشان مخصوص يکديگر است و پيوندهاي قلبي عميق و مستحکم در خانواده حاکم است.

    کيفيت حجاب

    پوشش واقعي پوششي است که بدن انسان را از نامحرمان بپوشاند و نازک و بدن ‏نما نباشد. علي(ع) فرمود: «از لباس نازک بپرهيزيد؛ زيرا کسي که لباسش نازک است ايمانش هم ضعيف و کم ‏رنگ است».

    اختلاط از منظر رسول خدا(ص)

    اسلام در عين اين که به زنان، اجازه شرکت در اجتماع را مي‏ دهد، از اختلاط با مردان نهي فرموده است. پيامبر(ص) در زمان حيات خويش دستور داد که براي زنان، درِ ورودي جداگانه‏اي به مسجد النبي بسازند که هنوز هم به نام«باب النساء» خوانده مي ‏شود. پيغمبر(ص) هم‏ چنين دستور داد که شب‏ هنگام پس از اتمام نماز، ابتدا زن‏ ها و سپس مردها از مسجد خارج شوند و در مسير کوچه و خيابان، زنان از کنار، و مردان از وسط حرکت کنند. روزي رسول خدا ديد مردان و زنان با هم از مسجد بيرون آمدند. خطاب به زن‏ ها فرمود: «بهتر است که شما صبر کنيد تا مردها بروند، سپس شما برويد».

    اختلاط از ديدگاه شهيد مطهري

    متفکر بزرگ شهيد مطهري(ره) فرهنگ اختلاط را مغاير با سنت‏ هاي اسلامي و نبوي دانسته، خطر آن را اين ‏گونه بازگو مي ‏فرمايند: «جامعه امروزي، زيان‏ هاي اجتماع مختلط را به چشم خود مي ‏بيند. چه لزومي دارد که زنان، فعاليت‏ هاي اجتماعي خود را به اصطلاح، دوشادوش مردان انجام دهند؟ آيا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند، نقصي در فعاليت کار آنان رخ مي ‏دهد؟ اثر اين دوشادوشي‏ ها اين است که هر دو همدوش را از کار باز مي‏ دارد و هر يک را به جاي توجه به کار، متوجه همدوش مي‏ کند».

    تفاوت عفاف و حجاب

    ما پيوسته سخن از حجاب گفته يا شنيده‏ايم، ولي مسأله اصلي و بنيادين، عفت است. عفت فراتر و برتر از حجاب است. حجاب، همان پوشش ويژه و عفت، گونه‏اي خصلت و بينش و منش است. حجاب، پوششي بيروني است، ولي عفت، هم پوشش بيروني و هم پوشش دروني است. حجاب مي ‏تواند ريايي، تحميلي يا ظاهري باشد، ولي عفت، خصلت و ارزشي اختياري است. عفت، نمودهاي گوناگوني دارد؛ از جمله: عفت در نگاه، عفت در سخن، عفت در شهوت و... ممکن است کسي حجاب مناسب داشته باشد ولي در نگاه يا سخن گفتن عفت نداشته باشد که اين خود نمونه حجاب بدون عفت است. بنابراين براي سالم ‏سازي جامعه بايد به دنبال عفت عمومي باشيم تا حجاب آگاهانه گسترش يابد.

    عفاف از ديدگاه پيامبر(ص)

    پيامبر گرامي اسلام(ص) که از وي به عنوان مظهر عفاف ياد مي‏ کنيم، تلاش بسياري براي حاکميت عفاف و پاک ‏دامني کرد تا جامعه‏اي بسازد که در آن، عفاف و پاکي، ارزش، و بي ‏عفتي، ضدارزش به شمار آيد. پيامبر(ص) در جريان بيعت با زنان مکه از آنان پيمان گرفت که پاسدار پاک ‏دامني و عفاف باشند و فرمودند: «زنان با مردان نامحرم نبايد در خلوت بنشينند». از اين رو وقتي به پيامبر خبر رسيد که در مدينه دو نفر با نام‏هاي«هبت» و«ماتع» ـ که از افراد هرزه هستند ـ نزد مردان نشسته، از اوصاف زنان و لباس ‏هاي آنان حرف مي ‏زنند و با سخنان شهوت‏انگيز هوس ‏هاي آلوده را تحريک، و به حريم عفاف تجاوز مي‏کنند، آن ها را احضار و به محلي به نام«العوايا» تبعيد کرد؛ به گونه‏اي که آن ها فقط روزهاي جمعه براي خريد غذا و لوازم ضروري به مدينه مي آمدند و سپس به تبعيدگاه شان باز مي‏گشتند.

    شناساندن مقام واقعي زن

    زني که از مقام و ارزش ‏هاي واقعي خود آگاهي يابد و فلسفه حجاب را از ديدگاه اسلامي بداند و در انتخاب حجاب، ريشه‏اي برخورد کند نه موروثي، ديگر حجاب را حصار و زندان تلقي نمي‏کند؛ بلکه آن را براي خويش وقار و متانت مي ‏يابد. وقتي آگاهي افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، ديگر نيازي نيست که نيرويي تهديدآميز از بيرون، زنان را مجبور به رعايت حجاب سازد. چنين زني حتي اگر در فاسدترين مکان ‏ها قرار بگيرد با شهامت و آگاهي و بدون توجه به عقايد ديگران، حجاب و عفت خويش را حفظ خواهد کرد.

    حجاب در ايران

    از ديرباز، زنان ايران داراي حجاب کامل بوده‏اند. مطالعه فرهنگ پوشاک مردم ايران در طول تاريخ نشان مي ‏دهد که زنان شريف ايران حجاب را به عنوان ارزشي والا پاس داشته و بدان افتخار مي ‏کردند و همگان در مجامع عمومي با پوششي کامل ظاهر مي ‏شده‏اند. ادبيات، آثار باستاني و نقوش به‏ جاي مانده از آن دوران، هريک به خوبي نشان اهميت و جايگاه عظيم و والاي حجاب در ميان زنان نجيب ايراني است؛ به عنوان نمونه درباره حجاب زنان ايراني در دوره اشکانيان چنين آمده است: لباس زنان اشکاني پيراهني بلند تا روي زمين، گشاد، پُرچين، آستين ‏دار و يقه‏راست بوده است. پيراهن ديگري داشته‏اند که روي اولي مي ‏پوشيدند و قد اين يکي، نسبت به اوّلي کوتاه، و هم‏چنين يقه‏باز بوده است و روي اين دو پيراهن، چادري سر مي‏کردند.

    تاريخ بي ‏حجابي

    اکثر قريب به اتفاق زنان کشورها و مذاهب مختلف تا قبل از نوزايي(رنسانس) داراي حجاب بوده‏اند. پس از دوران نوزايي و انقلاب علمي صنعتي و نيز جنگ جهاني دوم به تدريج زمينه لازم در اروپا فراهم آمد و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادي زنان کنار گذاشتن حجاب تشويق شد.

    حيا و پاکدامني از منظر امام علي(ع)

    اميرمؤمنان حضرت علي(ع) حيا و عفت را از صفات و دست‏آوردهاي ايمان مي ‏شمارد و از سجاياي آزادگان و رسم‏ هاي نيکان مي ‏داند. حضرت مي ‏فرمايند: «حيا و پاکدامني، نشانه آزادگي و جوانمردي و لازمه ايمان است».

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 19:22  توسط م/خ  | 

        ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است

                   ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 19:16  توسط م/خ  | 

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 12:3  توسط م/خ  | 

    فلسفه ي حجاب در مسيحيت!
    فلسفه ي حجاب در مسيحيت! 

    برتراند راسل در كتاب " زناشويي و اخلاق " چنين مي نويسد :

    به خصوص در قرون اول مسيحيت اين طرز فكر از طرف كليسا اشاعه تمام يافت كه تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده ي بي شماري راه بيابان پيش گرفتند تا شيطان را مغلوب كنند ، شيطاني كه هر آن ذهن آنان را از تخيلات شهواني مملو مي ساخت .

    كليسا ضمناً با استحمام به مبارزه پرداخت زيرا معتقد بود كه خطوط بدن انسان را به طرف طرف گناه مي راند . كليسا ضمناً چرك بدن را تحسين كرده و رايحه ي بدن بوي تقدس به خود گرفت زيرا باز به نظر آنها نظافت بدن و آرايش آن با نظافت روح منافات دارد . و شپش مرواريد خدا شناخته مي شود . ( مسئله حجاب ، ص 35 )

    حجاب از دیدگاه قرآن

    در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
    یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. وخداوند بخشنده مهربان است.
    جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.

    در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

     حجاب یکی از احکام اسلامی است که برای پوشش مردان و زنان وضع شده‌است که بخشی از این احکام که در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور در کتاب قرآن مورد اشاره قرار گرفته‌اند. در این گزارش به بررسی میزان فراوانی پرداختن به «حجاب» اسلامی در فضای مجازی پرداخته‌ایم.

    حجاب و پوشش صحیح زنان یکی از عوامل بسیار مؤثر در حفظ خانواده است. زنی که خودسرانه جلوه‌گری کند، آتش هوس مردان را می‌افروزد و چشم و دل سبکسران را بی‌اختیار به دنبال خود روان می‌کند.

    هزاران پرونده جنایی و ناموسی، فحشا و روابط نامشروع بی‌شمار از عواقب تلخ بلای بی‌حجابی و بدحجابی است که گریبان دنیای امروز را گرفته‌است.
    حجاب، حصار و حریم عفت زن و سنگر محکمی است که راه ورود فساد و هرزگی‌ها را سد می‌کند و به زن شخصیت و احترام می‌بخشد تا ملعبه شهوات و بازیچه بوالهوسی‌ها قرار نگیرد. در جامعه‌ای که زنانش با حجاب صحیح و پوشش کامل رفت و آمد کنند، جوانان هم با خاطری آرام به کار خود مشغول می‌شوند و دور از هر گونه تحریک بی‌جا و خیال خام، در زمان مناسب، با رضایت و خرسندی به تشکیل خانواده علاقمند می‌گردند و ازدواج می‌کنند.

    در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا، اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است.»

    جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد. در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 10:38  توسط م/خ  | 

    حجاب در ايران باستان
    حجاب در ايران باستان

    در زمان زرتشت زنان منزلتي عالي داشته و با كمال آزادي و با روي گشاده در ميان مردم آمد و شد داشتند . در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان آمده است : پس از داريوش مقام زن مخصوصاً در طبقه ي ثروتمند تنزل پيدا كرد . زنان فقير چون براي كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند اما در مورد زنان ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت و اين امر مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي رفت . زنان طبقات بالاي اجتماع جرات آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان صحبت كنند .

    زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند . در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زني ديده نمي شود و نامي از ايشان به چشم نمي خورد .

    چنانچه ملاحظه مي فرماييد حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حكمفرما بوده تا جايي كه حتي پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مي شدند .

    به عقيده ي ويل دورانت مقررات شديدي كه طبق رسوم و آئين كهن درباره ي زن حائض اجرا شده كه در اتاقي محبوس بوده و همه در مدت عادت زنانگي از او دوري مي جسته اند و از معاشرت با او پرهيز داشته اند ، سبب اصلي پيدا شدن حجاب در ايران باستان بوده است .

    اما اينكه مي گويد : اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي رود منظور چيست ؟

    آيا مقصود اين است كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان مقرراتي است كه درباره ي زن حائض اجرا مي شود ؟ همه مي دانيم كه در اسلام چنين مقرراتي هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخي عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است و همخوابگي با او نيز در مدت عادت زنانگي جايز نيست . ولي زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچ گونه ممنوعيتي ندارد كه عملاً محبور به گوشه نشيني شود و اگر مقصود اين است كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتي است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرده باز هم سخن نادرستي است . زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به حجاب نازل شده است .

    از سخنان ديگر ويل دورانت هردو مطلب فهميده مي شود يعني هم مدعي است كه حجاب به وسيله ي ايرانيان پس از مسلمان شدنشان در ميان مسلمانان رواج يافته و هم مدعي است كه ترك همخوابگي با زن حائض در حجاب مسلمانان و لا اقل در گوشه گيري آنان موثر بوده است ! ( مسئله حجاب ص 22 و 23 )

    كنت گوبينو در كتاب " سه سال در ايران " معتقد است كه حجاب شديد  دوره ي ساساني در دوره ي اسلام در ميان ايرانيان باقي ماند . او معتقد است كه آنچه در ايران ساساني بوده است تنها پوشيدگي زن نبوده بلكه مخفي نگه داشتن زن بوده است . او مدعي است كه خودسري موبدان و شاهزادگان آن دوره به قدري بوده كه اگر كسي زن زيبايي در خانه داشت نمي گذاشت كسي از وجودش آگاه شود و حتي الامكان او را پنهان مي كرد زيرا اگر معلوم مي شد كه چنين خانم زيبايي در خانه اش است ديگر مالك و احياناً مالك جان خودش هم نبود .

    همچنين در زمان صفويه زنان روبنده بر صورت مي گذاشتند و چادر سفيدي تا سرزانو مي پوشيدند و شلواري بر تن داشتند . ( روانشناسي پوشش )

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 10:38  توسط م/خ  | 

    حجاب از منظر قرآن

    بحث پوشش و خصوصا پوشش اسلامي، يكي از داغترين موضوعات داخلي و خارجي امروز است؛ از ممنوعيت حجاب در كشورهاي اروپايي مانند فرانسه و تركيه گرفته تا بحثهاي روشنفكرنمايان و متحجران مسلمان.
    در اين مقاله نه مي‌خواهيم و نه حتي مي‌توانيم به همه مسائل و شبهات مربوط به پوشش (يا اصطلاحا حجاب) اشاره كنيم، بلكه هدف بررسي مسئله رابطه پوشش و امنيت زن –و بالطبع امنيت اجتماع- است.
    در زمينه بحث پوشش و ديدگاه اسلام در اين باره مسلما كتاب بسيار گرانقدر «مسئله حجاب»- مانند تمامي آثار ارزشمند استاد شهيد «مرتضي مطهري»- از بهترين و كاملترين منابع مطالعه است كه به گفته خود استاد در كتاب بي‌نظير «پاسخهاي استاد به نقدهايي بر كتاب مسئله حجاب»: «مسئله حقوق و حدود زن در جامعه امروز از نظر اسلام، علاوه بر جنبه عملي جنبه اعتقادي پيدا كرده است، يعني باورهاي بي اساس اجتماع عين متون اسلامي دانسته شده و دستورهاي واقعي اسلامي هم فلسفه‌اش توضيح داده نشده است و در نتيجه مقررات اسلامي درباره زن وسيله‌اي شده است براي تبليغ عليه اسلام و ما مرتب شاهد آن هستيم.
    اين كتاب به لطف خدا اثر فوق‌العاده‌اي در خنثي كردن اين تبليغات داشته است و اين كتاب كاري جز بيان حقيقت اسلام نكرده است؛ پس ما اين كتاب را براي يك معتقد و اهل تسليم كه به هر حال به فتواي يك مجتهد عمل مي‌كند ننوشته‌ايم، ما آن را براي منكران و مرددان و ضعيف‌الاعتقادها نوشته‌ايم.»


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 10:36  توسط م/خ  | 

     عفت

    عفت

    در دین مقدس اسلام به داشتن عفت،عنایت فراوان شده است؛زیرا، با دارا بودن عفت است که افراد و جامعه از خطرات و گناهان و مفاسد محفوظ می مانند.

    الف:معنای عفت:غفت یک معنای خاص دارد و آن خویشتن داری وپاک زیستن در برابر مسائل شهوی است.و یک معنای عام دارد، و آن خویشتن داری در برابر هر کاری که عزت نفس و کرامت انسان را خدشه دار نماید.

    حضرت علی (ع)می فرمایند:پایداری در برابر شهوت نفس عفت است.

    ب)اهمیت عفت:حضرت علی(ع)میفرمایند:بر تو باد که نفس خویش را

    عفیف سازی ؛زیرا،عفت برترین اخلاق بزرگان است.

    حضرت علی(ع)میفرمایند:تاج افتخاراشخاص،عفت آنان است.

    حضرت صادق(ع)میفرمایند:حضرت علی(ع)میفرمودند:برترین عبادت عفیف بودن است.

    ج)عفت در کسب و کار:حضرت علی (ع) میفر مایند:کار کردن با عفت بهتر از ثروت داشتن بدون عفت است.

    د)عفت عامل عزیز شدن است:حضرت علی(ع)می فرمایند:هر کس عفت و قناعت به او داده شود عزیز شدن از او حتمی است.

    ریشه های عفت:

    1)عقل :حضرت علی (ع)می فرمایند:هر کس عقل دارد عفیف است.

    2)غیرت:حضرت علی (ع) میفرمایند:عفت شخص به مقدار غیرت داشتن اوست.

    3)حیا: حضرت علی (ع)میفرمایند:علت پیدایش عفت،حیا است

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 10:35  توسط م/خ  | 

     علل بی حجابی وبد حجابی

    بی حجابی و بد حجابی علل مختلفی دارد که به نمونه ای از آن  در ذیل به ان اشاره می گردد.

    1)نا آگاهی:ممکن است شخصی که دچار این انحراف شده است از احکام پوشش و حجاب در اسلام و تاکید فراوان بر آن و یا از آثار سوء و شوم آن در دنیا و عذاب شدید آن در آخرت مطلع نباشد.

    2)تعلیم و تربیت ناصحیح:در بعضی از خانواده ها بز اثر نادرست بودن تعلیم و تربیت بی حجابی و بد حجابی را بد نمی دانند.و فقط هنگام نماز که می شود با چادر نماز میخوانند و در روز جمعه  تا جلو درب مسجد بدون حجاب می آیند و از آنجا به  بعد برای نماز جمعه با پوشیدن چادری که به همراه آورده اند وارد مسجد می شوند.و این عمل برایشان کاملاً طبیعی است.

    3)ضعف اعتقادی و ایمانی:هر گاه هواها و هوس ها و تجمل خواهی های نابجا بر کسی غلبه کند دچار انحراف شده و دستورات خداوند را به خاطر ضعف ایمان و اعتقاد زیر پا می گذارند.

    4)غرب زدگی:مسأله غرب زدگی و خود باختگی در برابر مظاهر فریبنده آنها از خطر ناک ترین انحرافات در جوامع مسلمین است که فکر میکنند چون آنان از جهت علمی و مادی پیشرفت کرده اند تمام کارهایشان درست است و باید از آنان تقلید کور کورانه نمود و مانند آنان باشیم.

    5)بهره وری سود جویانه از زن:رشد نظام سرمایه داری حاکم،توأم با رقابتهای اقتصادی در کلیه زمینه های بهره گیری و استثمار جمعی،موجب آن شد نه زن به عنوان یک وسیله تبلیغات در تجارت آزاد و در رشد اقتصادی آزاد استثمار بشود.

    6)توطئه استعمار گران:استعمار گران برای تسلط بر جوامع دیگر ،یکی از کارهایی که برای زمینه سازی استعماریشان انجام می دهند،ترویج بی حجابی و بد حجابی از راه های مختلف است.

    7)لجاحت و موضع گیری لجوجانه:تعداد بسیار کمی از این افراد ،بد حجابی آنان به خاطر لجاجت و موضع گیری لجوجانه شان در برابر نظام مقدس جمهوری اسلامی است.

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 10:34  توسط م/خ  | 

    راه های مقابله با بی حجابی و بد حجابی
     

    راه های مقابله با بی حجابی و بد حجابی

    1)تبیین صحیح حجاب از دیدگاه قرآن و سنت.

    2)تبیین آثار حجاب و آثار شوم بی حجابی و بد حجابی.

    3)رشد فکری و فرهنگی و تبیین شخصیت واقعی زن در

    اسلام  و جامعه ی اسلامی و یاد آوری وضعیت اسفبار

    فرهنگی و اجتماعی زنان در جوامع دیگر و دوران ننگین ستمشاهی.

    4)تبلیغات غیر مستقیم از طریق الگو سازی و.......

    5)آسان کردن ازدواج.

    6)تبیین بحث غیرت بذای مردان.

    7)برخورد قاطعانه با متخلفین.

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 10:33  توسط م/خ  | 

    آهای دختران!

    آهای دختران!

    باید اعتقاد وایمان را در خود حفظ کنیم و غیرت را در سینه نگه داریم. ما خوب می دانیم  که اساس و پایه  حراست و حفاظت  بنیادین یک جامعه، اخلاق، ایمان و اعتقادات جوانان آن جامعه است. ایمان ومعرفت مذهبی، غیر قابل نفوذ ترین دژ برای ورود بیگانگان به کشور می باشد. بیشترین وموثرترین راه برای نفوذ بیگانه، ضربه زدن به این اعتقادات است. اگر سلاح ایمان  را از دختران ما یاد بگیرید و پشتوانه جهان بینی و ایدئولوژی شان را تخریب کنند و در گوشه اتاقشان یک تلویزیون بگذارند و برایشان برنامه های جذاب، ترانه ها وموسیقی های دلفریب و فیلم های سکسی و شوهای مبتذل  نشان دهند وشرم و حیای آنها را به لوت بکشانند و در اماکن فساد، دخترانمان را به خود فروشی بکشانند و دخترانمان مقلدانه و کورکورانه سر بهذ زیر اندازند و زشتیها و پلیدیهای فرنگی ها را برایشان زیبا جلوه دهند و فساد آنها را ترقی بخوانند و همه هویت وشخصیتشان  را تحقیر کنند و آنقدر سرگرم شوند  تا چشمانشان گرم شود و خواب دیدگانشان  را برباید آیا دیگر مجالسی  برای اندیشیدن  آنها  باقی می ماند  که همه اینها حیوانیت است و نفسانیت.....

    مادامی که زنان ودختران جامعه در حرم امن حجاب پوشیده شده و محجوب باشند مجالسی برای این بی بندباری نخواهند بود و اولین گام  برای ایجاد فساد و اندیشه  زدایی دخترانمان  برداشتن  حجاب و پرده دری  حیا و نجابت و عدم خود باوری دخترانمان است. وقتی زنان ودختران که مربی و تربیت کننده نسلهای آینده و سازنده  اخلاق و سلامت جامعه هستند، از خویشتن مذهبی خود تهی و خالی شوند و اندیشه و ایمان و غیرتشان را از دست بدهند وهم در کوتاه مدت و هم در دراز مدت  می توانند اثرات موثری بر روند  فرهنگی و اخلاقی جامعه داشته باشند.

    سپس چرا زن این موجود الهی و بهشتی که می تواند ارزشش  از ملائکه هم بیشتر شود  و بالاتر رود  چرا باید شخصیت الهی خود را بی دلیل زیر سوال برد؟ چرا؟ پس اول زن خود را نجات دهد و سپس جامعه را از آلودگی بزدایم.  

    چقدر خوب می شد اگردختران ما، در مدارسشان سفره عفاف می گستردند و ار نجابت تناول می کردند!  آن وقت عروسک های شهر ما نسبت به ویترینها می ماندندو دختر من شهر ما، چون عروسکی زیبنده خیابانها نمی شدند و مردان شهر ما نگاهایشان به نگاه آلوده نمی گشت و در و دیوار ما یکپارچه غیرت می شد و نهالهای استعداد، در باغ سبز شهرما جان می گرفت و ریشه های ترقی و نجات، در سراسر خاک این دیار گسترانیده می شد و گلهای باغ سبز ما، به جای چنبره شدن و پژمردن، باطراوت و بانشاط تمام شهر را معطر و خوشبو می ساختند و بلبلان خوش الحان، در فضای پاک و عطر آگین این دیار پر می زدند و برای مردمان با غیرت شهر ما آواز خوش معنویت  و ملکوت را سر می دادند.

    «مادام که در اجتماع وجود زن تنها لذت بخشیدن به مرد است، ما همه باید به نام مرد، سر از شرم به زیر افکنیم . من ترجیح می دهم که مثل انسان  نابود شود تا اینکه بماند و با تبدیل زن یا ظریف ترین  مخلوق الهی به یک وسیله عیاشی و شهوترانی برای مرد از هر حیوانی پست تر گردد. » گاندی

    + نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 10:32  توسط م/خ  | 

    مطالب قدیمی‌تر